برچسب:
نویسنده: ماهان حسینی
روز خود را چگونه میگذرانید و اینکه چه سودایی در سر می پرورانید گاهی شمارو به زمین سرد میزنه. این فرضهای غلط، این باورهای آزمون نشده، این انتظارات نابجا و این شگفتی و ناباوری روبرو شدن با حقایق سخت و آهنین. گاهی که به خودم میام میبینم رفاه ما بیشتر به کیفیت پرِ بالشهای نادانی ما ربط داره و اینکه کدوم مادر فلانی میاد حقیقت میکوبه رو صورتت و در میره.
برچسب:
نویسنده: ماهان حسینی
کشتی شکست و پهنه دریاست بی کران
موجی مگر که باز برد تا کرانهای
برچسب:
نویسنده: ماهان حسینی
یا باید زمان کش بیاد یا من خودمو جر بدم. چاره دیگری نمیبینم
برچسب:
نویسنده: ماهان حسینی
هرگز روح، وجدان و شخصیت خودتون رو نفروشید. نه به پول، نه به مقام و نه به خوشایند کسی. اگر یک روز فقط تکه کوچکی از خود را فروختید، دیگر صاحب خود نیستید. هر کسی خواهد آمد و تکهای خواهد کند و خواهد رفت. شاید به شما پرداخت هم بکنند اما حقارتش شما را از پای درخواهد آورد.
برچسب:
نویسنده: ماهان حسینی
برچسب:
نویسنده: ماهان حسینی
.
.
.
اینکه نمیتونی به کسی اون منتها درجه دردت رو بگی خیلی چیز بدیه. به همه نصفه نیمه ی چیزی میگی. مثل ی استخری که هیچ وقت خالی خالی نشده و تهش تمیز نشده. اون ته دیگش میمونه باهات، میشه تلخی گاه به گاه کلامت. میشه گوشهگیری، میشه غریبی در میان جمع، میشه پناه به ظرف شستن.
شما نبودی، ما هفت آسمان گشتیم و برگشتیم. کسی به انتظار ما نبود. هفت آسمان هم جا نداشت. ما کولی شدیم. عوضش داستان زیاد داریم. شما ی آتشی بیافروز، من قصه همه جاهایی که از بیکسی و بیوطنی رفتم رو برات میگم.
برچسب:
نویسنده: ماهان حسینی
به نوشته های گذشته خودم نگاه میکنم. گاهی که یادم میاد چرا اون متن رو نوشتم داغ دلم تازه میشه. انگار دوباره همون زخم سر باز کرده و ازش خون فواره میزنه. گاهی فکر میکنم باید این دردهارو فریاد بزنم و جماعتی رو گرفتار کنم. دردهایی که بر دوش همه بذارم تا از تنهایی خودم کم بشه. کی میدونه. شاید ی روز درد من درد همه شد.
برچسب:
نویسنده: ماهان حسینی
شما فکر میکنید آخرین باری که من غمگین نبودم کی بود؟
شما فکر میکنید آخرین باری که من شاد نبودم کی بود؟
شما چرا فکر خود را مشغول این غریب میکنید؟ غریب تاریخ ندارد. شما نمیدانید که کدام تقویم شماست. نمیدانید که کدام روز را باید برای خودتان خوشحال باشید و کدام روز را برای همراهتان. غریب را رها کنید. بگذارید تاریخ هم او را فراموش کند. فکر خود را مشغول آشنایی کنید.
برچسب:
نویسنده: ماهان حسینی